Monthly Archives: June 2009

بوی نان تازه از کوی خدا می آید /بوی یک عِطر بهشتی زخَمِ دلکده ها می آید !/ژیلا

؟! کوچه به کوچه شدم، این گذر و آن گذر در پی هر رهگذر ،ردِّ تو مارا ببُرد شهر و دیار غریب خانه و جای ندید عاقبت این سرنوشت خاک نشینِ تو کرد غصّه ی مارا ببین،چشمِ ترم را ببین … Continue reading

Posted in Uncategorized | 16 Comments

ندا ، رفته سر کوچه بدنبال علی داد / ولی او رفته ومُشته شده خاک !ژیلا

  http://ashareman.blogfa.com/ژیلاراسخ

Posted in Uncategorized | 6 Comments

در جهانم همه رنگند مرا رنگی نیست /در کنارم همه هستند مرا هستی نیست !ژیلا

    گریه ها خونی و دلها رنگی  روزگاران همه از اشک دلان هم لبریز دستها هم بخدا سنگی و هم بی معنی خنده هم برلب آن کودک تنها خشکید مادری در طلب نان شبش  می نالید دختر کولیِّ هرز … Continue reading

Posted in Uncategorized | 11 Comments

ترا من در خیال وخواب دیدم / ترا در قلب خود فریاد دیدم!ژیلا

        دل اگر دل بود مارا غم نبود دل اگر خوش بود مارا کم نبود دردلِستان خدا ما شبرُوان عاجلیم در تماشای جهان ما رهروان عاجزیم ashareman.blogfa.com/  ژیلاراسخ

Posted in Uncategorized | 11 Comments

گناه را دگری کرد وجفایش من مسکین دادم !ژیلا

   من از فردا نمی ترسم که فردا روز من نیست    من از غصّه نمی ترسم که او در بند من نیست من از دنیا نمی خواهم که دنیا حاجتم نیست   من از خود هم نمی پرسم  که  … Continue reading

Posted in Uncategorized | 2 Comments

به تماشا چه نشینی ؛که بشارت ز تواَم آمده بود!ژیلا

شاید تمام بودنم را در سروده ایی بسُرا شاید در  ابیات تو  آرام گیرم شاید جانی در کالبد  بی جانم دمیده شود شاید در غزل های تو غزلگونه شوم !!شاید بودنم را  چون خون آشامان بنوش پیاله ات را با … Continue reading

Posted in Uncategorized | 5 Comments