Monthly Archives: May 2009
هرچند که در خود شکنم در تو شکستن چه کنم!ژیلا
همه شب چشم شدم اشک شدم ریزش یک کوه شدم ناله ی جانسوز شدم جُغد شبانگاه شدم خاک نشین رخ زیبای تو دلدار شدم به گدایی بدرِ خانه ی تو مُرده و تبدار شدم دربدر کوچه و بازار … Continue reading
در نیستان دلِ خشک و کویریِّ تو ما/ برده ایم بس رنج و غم ها ی فراوان ای خدا !ژیلا
تمام بودنم را در سروده ایی بسُرا شاید در ابیات تو آرام گیرم شاید جانی در کالبد بی جانم دمیده شود شاید در غزل های تو غزلگونه شوم !!شاید بودنم را چون خون آشامان بنوش پیاله ات … Continue reading
دل دریا و چون آیینه ی من/ دل بی خانه و بی کینه ی من/ بیندازم به پایت تا که شاید/ کنی رحمی به آه سینه ی من/ژیلا
صدایم گوشهایت را میپوشد وجودت را می لرزاند ترا به مهمانی هفت آسمان وبه خود گم شده و فراموش شده ات می برد می دانی چرا ؟ من در خاطرات تو جا مانده ام و خود در نگاهت به … Continue reading
من که در هجرم ، خدایا تو چرا هجرم دهی!ژیلا
نوشتم بر روی عطر گل و به باد هدیه اش دادم باد اورا به آسمان هدیه داد و آسمان به ابر ابر گریست بر تنهایی من و چقدر سخت گریست ashareman.blogfa.com/ ژیلاراسخ
من که میدانم که عشق افسانه است /با من و با این دلم بیگانه است! ژیلا
……….همه بهانه از توست بیداد و همه فتنه و رسوایی و شیدا شدن از توست این جامِ جم و فتنه ی مجنونی لیلا شدن از توست در میکده و مسجد و در دِیر و خرابات خون خوردن و افسونی و … Continue reading
آتشی از درد هجران آمد و مارا بسوخت/ نوبری از ره رسید جان وجانانم بسوخت!ژیلا
ای رمیده از خویش رنجیده از ستم برزخی من من در نیمه راه نَفس تاول زده ام به بیراهه ایی می روم که یقین انتهایش به ناکجا آباد ختم خواهد شد ای تن نشسته در آرزوهای بر باد … Continue reading