Monthly Archives: December 2008

   

Posted in Uncategorized | 5 Comments

هرگز نخواهم گذاشت بدانی تو می توانستی خدای زمینی ام باشی !ژیلا

دربیابان پی آن گمشده از دید زمان می گشتم هر نشانی که دیدم ،بدویدم پی او غافل از آنکه بدور خودو در بیا بان پی او می گشتم می و میخوارگی با تو چه زیباست تب و دلدادگی با تو … Continue reading

Posted in Uncategorized | 14 Comments

مبادا بی تو باخته شود ایمانم!ژیلا

  با تو شعرم ،با تو شورم با تو من کوه غرورم بی تو دروادی و صحرا ها اسیرم باتو من دنیای نورم بی تو امّا من ندانم با تو من گرم وبهارم بی تو  دنیابرزخ من بی تو لحظه  … Continue reading

Posted in Uncategorized | 4 Comments

تکلیف دلی که عاشقش کردی چیست !ژیلا

     آمدی وسوزاند عشقت خانه وکاشانه ام مکتب و درس ودعا و  سینه آشفته ام آمدی آتش  زدی  بر   جسم وجان مرهم و دارو که نه؟! برباد رفته  ریشه ام     ژیلاراسخ   http://ashareman.blogfa.com/

Posted in Uncategorized | 7 Comments

تکلیف غمی که بر دلم راندی چیست !ژیلا

در کوچه پس کوچه های خیال همراه قاصدکی در نسیم صبح سفرم را با چمدانی از آرزوها آغاز کردم قاصدک مرا برد از دشت ها و کوه ها از دریا و جنگل ها گذر کردیم به آسمان رسیدیم ستاره ای … Continue reading

Posted in Uncategorized | 13 Comments

زندگی یعنی تو و هر لحظه اش!ژیلا

    مرغ دل پرپر زند اینجا و آنجایم برد شعر من سوسو زند این سو و آنسویم برد گاهی از ذات خدایم گوید و گاهی زدل گاهی از نامردمی  ، گاهی به رویایم برد   ژیلاراسخ http://ashareman.blogfa.com/

Posted in Uncategorized | 4 Comments

      جوی آبی از کنارم می گذشت نرم و آرام با تأنی می گذشت عمر بود و گاهی بالا  گاهی پایین می گذشت من که درخواب و به غفلت بودم و او می گذشت   ژیلاراسخ   http://ashareman.blogfa.com/

Posted in Uncategorized | 10 Comments

Posted in Uncategorized | 3 Comments

بی تو،من در بند شیطانم !ژیلا

  شعرم بی وزنم و بی قافیه چراکه در فضای بی وزنی خاطراتم شناورم شعرم قافیه اش را باخته قافیه بودن را هر مصرع و هر بندش ترا طلب  می کند بیت بیت قلبم غزل خوان و مدیحه سرای دیوان … Continue reading

Posted in Uncategorized | 2 Comments

تو میلاد مسیحا در نفس هایت شکفته !ژیلا

  خداوندا   بشین تو در  کنارم تو بشنو قصه    این روزگارم شنو حرفم    شنو درد دلم را شنو این   غصّه   وراز دلم را دلم   غمگینه از  دست زمانه دو چشمم اشک ریزد بی بهانه چرا نا مردمی  دارد     زمانه چرا … Continue reading

Posted in Uncategorized | Leave a comment