Monthly Archives: November 2008
تو یادواره ی ترانه های دخترکان هزار ویک شبی!ژیلا
– اگر جادو تویی ،سِحر تو باشم اگر صورتگری نقش تو باشم اگر خوابی خدایا خواب مانم اگر فردا تویی من باز مانم اگر کوهی ،مرا دشتت بگردان اگر رودی ،مرا با خود بگردان اگر طوفان تویی من گردو … Continue reading
تو نسیم خوش بویی از مُلک صبا !ژیلا
برای دیدنت به سرزمینم با سبد،سبد گل وشعر همراه کودک زیبای آرزوهایم خواهم آمد (ژیلا راسخ) http://ashareman.blogfa.com/
تو ردِّپای قلب من روی ماسه های خیس ساحل وجودی !ژیلا
دوش از کوچه گذشتم کوچه خاطره ها کوچه ناز ونگاه در خم و پیچ دلان یاد کردم خود وآن خاطره ها که چنین گم شده اند محو وتاریک وفراموش شده اند جستجو کردم از هر خاطره ای که شده مشتی … Continue reading
بسمه ربّ الجان والعشق !ژیلا
که جانم درگرو است و دلم در دام دیگر تنم اینجا اسیر و قلبم آخر رام دیگر ز تنهایی گله کردم خدا را من صدا کردم خدایم را خبر کردم که دل را من … Continue reading
تو غزل غزل شعر منی!ژیلا
اگر از کوی ما گذر کردی مرا به خاطر بیاور اگر نسیمی ترا نوازش داد اگراز دشت ها گذر کردی اگر کودکی خندید اگر دلت با دیدن غمزه ای لرزید اگر موی پریشانی ترا آشفته کرد اگر آرزو داری … Continue reading
من به دام فراموشی صید شدم/چون خود صیّاد دیگری بودم !ژیلا
پروانه ها رقصیدند گلها خندیدند زنبق ها عطرافشانی کردند زنبورها عسل را به رایگان هدیه دادند مهتاب بدون چشم داشت دنیا را روشن کرد زمین گهرهایش را تقدیم کرد ابرها بر خشونت ها به تلخی گریستند رودها بدی ها … Continue reading
آرزویم بخدا مانده به راه دگران/ دست من خالی و خود هم نگران !ژیلا
نکند خواب برد خوابِ مرا نکند راز خودش فاش کند رازِ مرا نکند اشک بشوید همه اشک مرا نکند عشق خودش خام کند عشق مرا (ژیلاراسخ)
به تماشا بگذارم دلکم، دل ببرد پیر وجوان/ به متاعش بنهم ،دل نبردسود و زیان !ژیلا
هرگاه بیاد بیاورم که مبادا روزی مرا از یادت ببری دست در دست دیگری نجوا کنان و زمزمه کنان برایش آواز عشق میخوانی سرمست از غنچه ای تازه و گلی نو شکفته در بهار رویاهایت در باغچه سرنوشت مرا در … Continue reading
به بهایی بفروشم به تو از لعل لبم / به دگر رخ بنمایم به بهای همه ی جان وتنم!ژیلا
گفتم که دلم در گرو دیده توست گفتا که دلم عاشق دلخسته توست گفتم که غمینم تو بیادر بر من گفتا که غریبم تو نرو از بر من گفتم که دلا یار سفر کرد وگذشت گفتا که صبوری ز سفرها … Continue reading